گزینه های دودویی آموزش در افغانستان

معامله گر موفق

معامله گر موفق

شصت ثانیه بورسی ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱

گزارش بازار امروز دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱

گزارشات منتشر شده در کدال ۱۴۰۱/۰۲/۲۶

فیلم آموزشی پرایس اکشن و جریان سفارشات توسط عیسی غریبلو بخش ۲۲

بررسی قیمت نفت جهانی

معامله گر موفق

باید واقع‌گرا باشید و تمرکز روی هدف را هم حفظ کنید.

شما تنها درصورتی‌که به دلایل منطقی در بازار سرمایه حضورداشته باشید، می‌توانید به‌عنوان یک معامله‌گر از بازار سود کسب کنید؛ اما اغلب معامله‌گران، در ابتدای راه، دلایل درستی برای فعالیتشان انتخاب نمی‌کنند.

* اگر در معامله‌گری، علاقه به فرایند و مسیر پیش رو نداشته باشید، احتمال دستیابی به هدفتان بسیار محدود است.

اگر طرز فکر شما بدین گوته است که با پولی وارد معاملات شوید که به‌هیچ‌عنوان نباید آن را از دست بدهید. در این صورت، بیش‌ازحد روی پول تمرکز خواهید کرد. وقتی افراد روی پولی که قدرت تحمل از دست دادنش را ندارند، ریسک می‌کنند، یعنی به دنبال این هستند که در کمترین زمان ممکن به بیشترین فایده و سود ممکن دست یابند.

(با پولی که نمی‌توانید از دست بدهید، وارد بازار نشوید).

* معامله‌گری نباید صرفاً به سرمایه محدود شود. سرمایه، در حقیقت، نشان‌دهنده مقدار حجم ورود نقدینگی به بازار است که به توانایی افراد در تحمل ریسک در بازار بستگی فراوانی دارد. اگر به روش درستی معامله را انجام معامله گر موفق بدهید و بر فرایند متمرکزشوید دو احتمال به وجود می‌آید؛ اول اینکه اگر سودتان بیشتر شود، نشان می‌دهد که در حال موفقیت هستید و در غیر این صورت، حاکی از شکست و ضرر شماست.

زمانی که بیش‌ازحد روی سرمایه متمرکز ‌شوید، ممکن است که درنهایت، ضرر کنید

قبل از شکل‌گیری واقعیت موفقیت در بازار سرمایه برخی افراد برنامه‌هایی برای خرج کردن سودهایی احتمالی در بازار به دست خواهید آورد، آماده کرده‌اند؛ این دسته از افراد صرفاً به بازده، و نه ریسک، می‌اندیشید. بنابراین اگر به نحوه خرج کردن سرمایه‌ای که فکر می‌کنید از بازار به دست خواهید آورد، می‌اندیشید، طرز فکر شما نسبت به معامله‌گری در بازار سهام، صحیح نیست!

* اگر تمام ‌وقت را به معامله کردن معطوف کنید و مدام از یک معامله به معامله‌ای دیگر می‌روید، پس به معامله کردن وابستگی پیدا کرده‌اید و به ضرر سرمایه خود عمل می‌کنید

برای اینکه علایق را به اشتیاق بدل سازید کافی است، دانش و انگیزه مداوم داشته باشید.

رویکرد معاملاتی‌ خود را ساختاریافته‌تر و روشمندتر بسازید، برنامه بریزید و یادداشت بر‌دارید، معاملاتتان را ثبت کنید. به‌محض اینکه انجام این کارها را شروع کنید، درخواهید یافت که در مسیر درست قرار دارید. اما باید بدانید که داشتن برنامه معاملاتی روشمند و ثبت معاملات در دفترمعاملاتی در زمره کارهایی است که توسط معامله‌گرانی که به پروسه معامله کردن علاقه‌مندند، انجام می‌گیرند. این مسائل شما را نسبت به تصمیماتتان پاسخگو نگه می‌دارند و به شما در تدوین و بهبود عادات معاملاتی صحیح کمک می‌کنند.

معامله‌گران موفق از هیچ زمانی برای بررسی رفتار بازار یا مطالعه کتب کلاسیک معاملاتی یا مقالات و شرکت در دوره‌های تحلیل تکنیکال و فاندامنتال غافل ‌نمی‌شوند؛ از اهمیت تسلط یافتن بر چارت‌ها مطلعند و به‌صورت منظم، این کارها را انجام می‌دهند.

** معامله‌گران موفق در توسعه و رشد خود فعال هستند. انضباط ، تمرکز، اشتیاق، صبر، از ویژگی‌ها و فاکتورهای اصلی موفقیت در زندگی، و نه صرفاً معامله‌گری می‌باشند.

برای موفقیت در معامله‌گری می‌بایست از کنترل نتیجه‌ای که قطعا موفقیت آمیز باشد.خود را برهانید. شما باید به فرایند و استراتژی که از طریق تحقیق، تجربه و یادگیری (آموزش) به آن رسیده‌اید، اعتماد کنید.

عادات ضروری را تثبیت کنید؛ عادات، در موفقیت ما نقش غیرقابل‌انکاری بازی می‌کنند و وقتی‌که روتین معاملاتی صحیح را برای خود تعریف کردید و آن را رعایت کردید، آن روتین هم به یک عادت بدل شده و شمارا در مسیر موفقیت در معامله‌گری قرار خواهد داد. (برای اینکه علایق را به اشتیاق بدل سازید کافی است، دانش و انگیزه مداوم داشته باشید).

کتاب معامله گر منظم مارک داگلاس (زبان اصلی)

کتاب “معامله گر منظم” اثر مارک داگلاس یک کتاب بسیار عالی در زمینه جستجو و تحلیل در زمینه ذهن معامله گران می باشد. این کتاب توضیح می دهد که چه مهارت هایی و چرا لازم است تا ما به یک معامله گر موفق تبدیل شویم.

کتاب معامله گر منظم به شما چه می گوید؟

معامله گر منظم راهنمایی جامع برای فهم این نکته است که برای تبدیل شدن به یک معامله گر موفق در بازار های مالی نیاز به خودشناسی، انضباط و بازنگری شخصیتی است. این کتاب یک راهنمای گام به گام برای “تطبیق” با موفقیت در موقعیت های غیر معمول روانی بازارهای جهانی است. می گویم “تطبیق دادن” زیرا بسیاری از مردم در محیط بازار اقدام به معامله می کنند، بدون آنکه متوجه شوند که این محیط تفاوت بسیاری با محیط اطراف آن ها دارد.

عدم شناخت این تفاوت ها موجب می شود که بسیاری از اعتقادها و باورها که موجب عملکرد موثر در محیط اجتماعی می شود، در محیط بازار موانع روانی ایجاد کرده و دستیابی به موفقیت را بسیار سخت نماید.

برای دستیابی به سطوح موفقیت، به عنوان حداقل نیاز معامله گران، آن ها باید اقدام به درک تفاوت های بازار کنند. برخلاف دیگر محیط های اجتماعی، مهارت های معامله گری، درجه بسیار بالایی از خود کنترلی و اعتماد به نفس را از معامله گر طلب می کند که موفقیت های او تابعی از آن ها است. با این حال بسیاری از ما نمی توانیم خود را کنترل کنیم. زیرا همانند بچه ها آموخته ایم که اختیار ما توسط یک محیط ساخت یافته قوی تر کنترل شود تا رفتار ما برای مطابقت با انتظارات جامعه اصلاح گردد. به این ترتیب ما تحت تاثیر نیروهای خارجی مجبور بوده ایم در چهارچوب یک سیستم پاداش و مجازات، روش های خاصی از رفتار را بروز دهیم. مارک داگلاس حاصل تجربیات بیش از دو دهه معامله‌گری خود را در کتاب معامله‌گر منظم عرضه نموده است.

این کتاب به صورت ترجمه شده از نشر دریچه نو و ترجمه محسن جعفری در بازار موجود می باشد.

مراحل برای تبدیل شدن به یک معامله گر موفق

در این مرحله معامله معامله گر موفق گر تازه کار است. نمیداند مقدار اطلاعاتش چقدر است و تقریبا قمارگونه عمل میکند . فکر میکند به اندازه کافی کاربلد است واعتراف نمیکند که آگاهی کافی ندارد.

مشخصات او عبارتند از :

معاملات را به طور تصادفی و بدون هیچ سیستم معامله گری تعریف شده ای باز می کند و می بندد.

مدام رویکرد خود را معامله به معامله تغییر می دهد.

از مبانی مدیریت ریسک و تعیین سایز پوزیشن استفاده نمی کند.

جهت معامله خود را در نقطه ای از قیمت و بطورناگهانی تغییر می دهدبه راحتی با معاملات برنده دچار انگیزه شده و توجهی به معاملات بازنده ندارد.

به خاطر برخی موفقیت های اولیه تا اخرین دلار سرمایه در بازار باقی می ماند.

اغلب اوقات یک باخت تمام بردهایش را نابود میکند

بی کفایتی آگاهانه

در این مرحله دیگر فرد میداند که اطلاعاتش کافی نیست. مدام بدنبال مطالعه ست و با بردهایش انگیزه میگی

زمان آهان گفتن

در این مرحله شروع میکند به سرزنش ابزارهایی که استفاده میکند، اندیکاتورها را مسبب اشتباهات معامله گر موفق می داند، تقصیر را گردن رانت اطلاعاتی و یا بازار غیرمنصفانه می اندازد و کلا بدنبال یک بهانه خارج از خود می گردد.

کفایت آگاهانه

این مرحله بی کفایتی آگاهانه جز مرحله هایی است که خیلی طول می کشد. حتی بعضی از معامله گران پس از سالها درگیری با بازار هیچ وقت نمیتوانند این مرحله را ترک کنند.

در این مرحله معمله گر متوجه اشتبااتش میشود. کسی را مقصر نمداند و متوجه میشود خودش مسئول ضررهای قبلی بوده. اگر معامله گر در

انجام این کار جدي باشد، تنها یک راه براي ادامه وجود دارد و آن هم پیروي از مبانی اي است که منجر به یک ذهنیت جدید در او میشود یعنی:

تغییر دادن سیستم معاملاتی اش را متوقف میکند و تمرکز خود را روي سیستمی قرار میدهد که روي آن کار می کند.

شروع به پایِش رفتارش می کند تا درآن الگوهاي منفی رفتاري را پیدا کند.

از یک برنامه منظم روزانه در معامله گري استفاده میکند، شروع به استفاده از معامله گر موفق پلن معاملاتی و نگهداشتن ژورنال معاملاتی میکند

او اکنون درك میکند که ورود به پوزیشن تنها یک قسمت از سیستمش است و براي اینکه سود ده باشد، باید روي همه ي ِ اجزاي تشکیل دهنده ي ِ

در این مرحله معامله گر باید ریسک پذیری خود را کنترل کرده و با نظم و ترتیب به کارهایش رسیدگی میکند . اگرچه هنوز معامله گری کار راحتیبرایش نیست و نتایج بدست آمده با کمال واقعی خیلی فاصله دارد .

می توان معامله گران را در این مرحله معامله گران سر به سر) break-even ( نامید. در این مرحله شروع به یک رشد آهسته در نمودار سرمایه شان میکنند .داشتن یک رویکرد بلند مدت مانع از برگشت معامله گر به عادتهای گذشته اش میشود. ژورنال معاملاتی در این مرحله مهمترین همدم او میشود زیرا دراو یک نگاه عینی بر عملکرد و رفتارش بوجود می آورد.

معامله گرانی که در این مرحله هستند استعداد زیادی برای رفتن به مرحله یِ بعد )مرحله یِ نهایی(دارند. این معامله گران میتوانند ببینند که کارشان بهثمر نشسته و ارزش وقت و هزینه را داشته ، آنها سیستم مبتنی بر آرزو را متوقف کرده و تمرکز خود را بر رویکرد فرآیند محور قرار میدهند

کفایت ناخودآگاه

تا این مرحله، معامله گر سالها میشود که دارد مانیتور را نگاه میکند و با یک ستاپ صدهابار و بلکه هزاران بار پوزیشن گرفته است. او الان دیگر دقیقامیداند که ستاپی که کار میکند چقدر کارایی دارد و معامله برایش تبدیل به بازی صبر شده است. معامله گری اکنون برایش آنقدر شخصی سازی شده کهکه نمی تواند هر معامله را ببرد و ازآن مهمتر ، دیگر به باختهایش بخاطر پیروی از قوانینش چندان اهمیت نمی دهد.

اکنون معامله گری برایش تبدیل به فعالیت تشخیص الگوها، مدیریت ریسک و بهبود مستمر شده است. معامله گری که در این مرحله قراردارد، تشنهبهبود مستمر بوده و به طور مستمر بازار را بررسی میکند. مدام اثر بخشی روشش را ارزیابی میکند و موفقیت ها و بهبودهایی که برایش حاصل میشود موتور محرک ادامه کارش می شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا